درک تأثیرات زباله های تولید شده از ساخت و ساز
- جکی دی بورکا
- اوت 25، 2023
درک تأثیرات زباله های تولید شده از ساخت و ساز
شما از اتوبوس نزدیک یک کارگاه ساختمانی پیاده میشوید و اولین چیزی که به ذهنتان میرسد صدا است: صدای ناله اره بتنی، بوق بوق کامیونی که دنده عقب میرود، فریاد کسی در میان هیاهو. سپس چشمتان به آن توده ساختمان میافتد.
Broken slabs of concrete, splintered timber, plasterboard going soft after last night’s rain. Plastic wrap, half torn, snagged on the wire fence. A lone hard hat lying upside down in the mud like an abandoned shell.
اگر به خودی خود در نظر گرفته شود، بیشتر شبیه یک ناراحتی موضعی به نظر میرسد - چیزی که مدیر سایت باید «بعداً آن را حل کند». در حقیقت، این گوشه کوچکی از یکی از بزرگترین جریانهای زباله روی زمین است.

زبالههای تولید شده از ساخت و ساز: کوهی که از دید پنهان است
در سراسر اروپا، زبالههای ساختمانی و تخریب – the rubble from old buildings, the offcuts from new ones, the soil, the packaging, all of it – تقریباً یک سوم از هر چیزی را که رسماً از نظر وزن به عنوان زباله شمارش میشود، تشکیل میدهد.در برخی کشورها، این سهم حتی بیشتر است.
این آمار تا زمانی که آن را به عنوان انبوهی از مطالب واقعی تصور نکنید، دور از ذهن به نظر میرسد:
- زیرزمینهایی که برای بلوکهای آپارتمانی جدید کنده شدهاند،
- گلولههای ساختمانهای اداری پس از جنگ، بیصدا خرد و رانده شدند،
- thousands of pallets’ worth of plasterboard, brick, block, insulation and timber that never quite fitted.
در عین حال، پهنتر بخش ساختمان و ساخت و ساز مسئول سهم بسیار زیادی از انتشار کربن جهانی است وقتی انرژی مورد استفاده برای اداره ساختمانها و کربنی که در ساخت سیمان، فولاد، آجر، شیشه و آلومینیوم به دام میافتد را با هم جمع کنید.
یک تکه «آوار» به ندرت فقط آوار است؛ بلکه ترکیبی از سوخت فسیلی، معدن، حمل و نقل و نیروی کار است که همگی جامد شده و سپس به کناری پرتاب میشوند.
توده کنار انبار یک داستان فرعی نیست. این یک شاهد فیزیکی است از اینکه چگونه ما طرح، نحوه ساخت و ساز و نحوه برخورد ما با مواد پس از "تمام شدن" کارمان با آنها.
چه چیزی در نهایت در توده جمع میشود؟
در یک کار واقعی، اتلافها به صورت دستههای مشخص و منظم نمیآیند. بلکه به صورت موجی میآیند.
در ابتدا، وقتی یک ساختمان قدیمی در حال تخریب یا از بین بردن است، درها، شیشهها، سقفهای کاذب، سرویسهای قدیمی، لولهکشی و سیمکشی وجود دارد. گاهی اوقات الوارها و تختههای کف قدیمی زیبایی وجود دارند که میتوانند به راحتی زندگی دیگری داشته باشند؛ گاهی اوقات آزبست یا رنگ سرب پوسته پوسته شده وجود دارد که هیچ کس نمیخواهد به آن دست بزند.

زبالههای تولید شده از ساخت و ساز
به محض اینکه اسکلت ساختمان جدید بالا میرود، ویژگی پرشها تغییر میکند. شما کمکم موارد زیر را میبینید:
- زائدات میلگرد و توری،
- بلوکها و آجرهایی که لبپریده یا هرگز استفاده نشده بودند،
- پالتهای گچی با یک ورق آسیبدیده در بالا، بنابراین کل پشته رد شده است،
- طول عایقهایی که کمی بیش از حد کوتاه شده بودند،
- قرقرههای کابل با مقدار آزاردهندهای که روی درام باقی مانده بود، که برای اجرای بعدی کاملاً کافی نبود.
به موازات آن، خاک هم وجود دارد: هر چیزی که برای ساخت زیرزمینها، سرویسها و فونداسیونها برداشته شده است. بخشی از آن تمیز است و میتوان آن را در محل دوباره استفاده کرد. بخشی دیگر آلوده است و باید سفری طولانی و پرهزینه را تا یک مرکز مجاز آغاز کرد.
And then there is the packaging: those forests of pallets, the strapping, the plastic wrap, the endless cardboard. Pack, unpack, discard. The silent background rhythm of modern construction.
در آمار رسمی، بخش زیادی از این مواد اکنون به جای دور ریخته شدن، به عنوان «بازیافتشده» توصیف میشوند. در روی زمین، این میتواند به معنای هر چیزی از بازیافت با کیفیت بالا گرفته تا خرد کردن و پر کردن ساده باشد. همان تن بتن را میتوان با دقت به سنگدانه بازیافتی دارای گواهی تبدیل کرد، یا آن را آسیاب کرده و در گودالی فرو برد که دیگر هیچکس آن را نبیند.
روی کاغذ، هر دو ممکن است «بهبود» محسوب شوند. اما از نظر مادی، آنها اصلاً یکسان نیستند.
زندگی مخفی یک اسکیپ
اگر میتوانستید یک پرش را از لحظهای که از گیت تحویل گرفته میشود دنبال کنید، مسیر آن احتمالاً شما را شگفتزده میکرد.
برخی از فلزات با دقت جدا شده و فروخته میشوند زیرا ارزش آنها آشکار است. گهگاه، کل اجزا قبل از تخریب - مقاطع فولادی، آجرها، تیرهای چوبی، کفهای دسترسی مرتفع، حتی کل راه پلهها یا نماها - برداشته میشوند و به آنها عمر دوباره داده میشود.
با این حال، اغلب اوقات، مواد مخلوط با هم بارگیری میشوند زیرا کسی در محل مشغول است، یا هوا تغییر کرده است، یا جای مناسبی برای قرار دادن ظرف دیگری وجود ندارد. مرتبسازی این جریان مخلوط گران است و برای بازیافتکنندگان جذابیت کمتری دارد، بنابراین بسیاری از پتانسیلهای آن به سادگی از بین میرود.
گاهی اوقات داستان رنگ و بوی تیرهتری به خود میگیرد. در جاهایی که نظارت ضعیف و حاشیه سود کم است، برخی از زبالهها به کانالهای غیررسمی یا غیرقانونی سرازیر میشوند: در جنگلها رها میشوند، در معادن قدیمی دفن میشوند، در حاشیه شهرکهای صنعتی یا زمینهای کشاورزی پراکنده میشوند. تیتر خبرها معمولاً سالها بعد ظاهر میشوند، وقتی آتشسوزی رخ میدهد، یا جویباری رنگ عجیبی به خود میگیرد، یا کودکی به طور اتفاقی روی یک قطعه زمین آلوده میافتد.
در هر مورد، کسی، در جایی، تصمیمی گرفته که مهمترین چیز «خلاص شدن از شر آن» با کمترین هزینه ممکن است. عواقب آن بر عهده دیگران است که با آن کنار بیایند.
قوانین روی کاغذ، واقعیت روی زمین
اکنون اکثر کشورها چارچوب قانونی نسبتاً روشنی در مورد زبالههای ساختمانی دارند. زبان از لندن به لیسبون و لیوبلیانا تغییر میکند، اما انتظارات اساسی به طرز شگفتآوری مشابه است.
معمولاً یک وظیفه مراقبت وجود دارد: یک الزام قانونی برای دانستن نوع زبالهای که تولید میکنید، ذخیره ایمن آن، تحویل آن فقط به حملکنندگان و تأسیسات مجاز، و نگه داشتن مدارک کافی که از نظر تئوری بتوان رد آن را دنبال کرد.
On top of that sit various strategies and targets. These might set minimum recovery rates for non-hazardous construction and demolition waste, increase landfill tax over time to make “dig and dump” less attractive, or strongly encourage better segregation on site. Europe has been moving from simple tonnage targets to an emphasis on چگونه زباله بازیافت میشود: آیا ما واقعاً از آن محصولات و مواد جدید میسازیم یا فقط آن را در چشمانداز پنهان میکنیم؟
راهنماییهای دولتهای ملی و اتحادیه اروپا اکنون اغلب در مورد موارد زیر صحبت میکند:
- ممیزیهای قبل از تخریب و قبل از نوسازی،
- تخریب گزینشی به جای «خرد کردن و پاکسازی»
- maintaining quality in recycled materials,
- و بهبود قابلیت ردیابی در طول عمر یک پروژه.
همه اینها معقول و از بسیاری جهات، دیرهنگام است. چالش، مثل همیشه، پر کردن شکاف بین یک سند سیاستگذاری مرتب و مکانی در ماه نوامبر است که برنامهای برای اجرا دارد و هیچ جای مشخصی برای لغو آن وجود ندارد.
جایی که زباله واقعاً شروع میشود: از روی تخته رسم
زمانی که مطالب به مرحلهی پخش میرسند، بیشتر تصمیمات مهم قبلاً گرفته شدهاند.
A brief that assumes “new-build unless stated otherwise” quietly locks in demolition waste and the embodied carbon that goes with it. A desire for one more basement level, “just in case”, guarantees thousands of cubic metres of spoil. A love of multiple façade systems, each with its own fixings and interfaces, makes future disassembly almost impossible.
عکس این قضیه هم صادق است. تغییرات کوچک در طرز فکر در ابتدا میتواند بعداً اثرات شگفتآور بزرگی داشته باشد.
طرحی که با این پرسش آغاز شود که «چه چیزی را میتوانیم نگه داریم؟» طبیعتاً به سمت استفاده مجدد از سازهها، نماها، هستهها یا حداقل فونداسیونها در جاهایی که انجام این کار ایمن باشد، حرکت خواهد کرد. طرحی که میپذیرد ساختمانها چندین زندگی دارند - اینکه دفتر امروز ممکن است آزمایشگاه یا مسکن فردا باشد - طراحان را به سمت ارتفاعات سخاوتمندانه از کف تا سقف، شبکههای سازهای منطقی و خدمات قابل دسترس سوق میدهد.
جزئیات هم مهم هستند. اتصالات پیچ و مهرهای به جای جوش در نقاط کلیدی؛ اتصالات مکانیکی به جای لایههای چسب؛ پارتیشنهایی که میتوانند به جای خرد شدن، از هم جدا شوند. هیچ یک از این موارد عجیب و غریب نیستند. همه آنها نجات ارزش را هنگام تغییر ساختمان آسانتر میکنند.
و اما محصولات. در بخشهای بیشتر و بیشتری - سقفها، فرشها، گچبریها، پنجرهها، نماها - تولیدکنندگان طرحهای بازپسگیری را اجرا میکنند یا محصولاتی با محتوای قابل توجه بازیافتی عرضه میکنند. برخی از آنها اگر از آنها خواسته شود، با در نظر گرفتن بازیافت در آینده طراحی میکنند. اگر کسی از آنها نپرسد، شانه بالا میاندازند و به کار خود ادامه میدهند.
اولین قدم واقعی برای کاهش ضایعات اغلب به طرز شرمآوری ساده است: در همان اولین جلسه با مشتری، ضایعات، استفاده مجدد و سازگاری با آینده را در دستور کار قرار دهید، به جای اینکه آن را به عنوان یک تمرین مرتبسازی برای پیمانکار اصلی بگذارید.

زندگی در محل: سهشنبهها زیر باران
هر کسی که در یک سایت ساختمانی زنده کار کرده باشد، میداند که نقشههای زیبا نوشته شده میتوانند تحت فشارهای روزمره از جمله تأخیر در تحویل، خرابی کامیون، کشف غیرمنتظره پشت دیوار، تسلیم شوند.
بنابراین سوال این نیست که «آیا میتوانیم یک استراتژی بینقص برای دفع زباله ایجاد کنیم؟» بلکه این است که «آیا میتوانیم چیزی بسازیم که به اندازه کافی قوی باشد تا از یک صبح بارانی سهشنبه جان سالم به در ببرد؟»
برنامههایی که معمولاً جواب میدهند، کوتاه، مشخص و قابل مشاهده هستند. به عبارت ساده، میگویند:
- کدام مواد برای جداسازی در اولویت هستند؟ این پروژه
- جایی که آن کانتینرها به صورت فیزیکی قرار خواهند گرفت،
- چه کسی و چند وقت یکبار آنها را خالی میکند،
- و اینکه مواد قرار است در مرحله بعد به کجا بروند.
آنها دادههای کافی ضمیمه کردهاند - شاید هدفی برای میزان زباله در هر متر مربع، یا درصدی از مواد که باید از محل دفن زباله منتقل شوند - تا مردم را بدون غرق کردن آنها در صفحات گسترده، صادق نگه دارند.
در محل، موفقیت یا شکست جداسازی به جای شعارها، به عملی بودن آن بستگی دارد. اگر محل برش تخته گچی از محل برش فاصله زیادی داشته باشد، قطعات اضافی راه خود را به نزدیکترین ظرف عمومی پیدا میکنند. اگر برچسبها کوچک یا گیجکننده باشند، هیچکس با یک فرغون پر از چوب برای خواندن آنها در باران توقف نمیکند.
Short, regular conversations help more than once-a-year training. When a foreman takes two minutes to explain چرا اینکه الوار تمیز باشد یا تخته گچی مهم است، به جای اینکه فقط پارس کند «این یکی نه»، رفتارش شروع به تغییر میکند.
مراحل قبل از تخریب و تخلیه در اینجا شایسته توجه ویژه هستند. به راحتی میتوان به عادت قدیمی «همه چیز را تخلیه کنید، بعداً به استفاده مجدد فکر خواهیم کرد» روی آورد و سپس متوجه شد که «بعداً» هرگز فرا نمیرسد. انجام ممیزی قبل از نوسازی و برنامهریزی توالی با در نظر گرفتن استفاده مجدد، آن مرحله را از یک کار تخریب پر هرج و مرج به نوعی برداشت محصول تبدیل میکند.
پول، بازارها و همسایگان
اگر همه اینها به طور مبهمی ارزشمند به نظر میرسد، ارزش دارد که بررسی کنیم پول کجا میرود.
در طول چند سال گذشته، شرکتهای بزرگ ساختمانی و مصالح ساختمانی بیسروصدا در حال خرید دستگاههای بازیافت، افزایش ظرفیت خود برای پذیرش مصالح تخریب و عرضه طیف وسیعی از محصولات با محتوای بازیافتی بالاتر بودهاند. آنها در حال تعیین اهداف عمومی برای میلیونها تن بتن، آجر و آسفالت قدیمی هستند که تا سال ۲۰۳۰ فرآوری خواهند کرد. هولسیم مصالح ساختمانی بازیافتی را افزایش داد with three deals, announced in December 2025.
این صدقه نیست. این محاسبهای است که نشان میدهد زبالههای حاصل از ساخت و ساز و تخریب یکی از جریانهای اصلی مواد اولیه در آینده خواهد بود، به خصوص با توجه به اینکه سیاستهای اقلیمی تأثیرگذار هستند و دسترسی به منابع بکر حساستر میشود.
در آن سوی حصار، به معنای واقعی کلمه، جوامعی زندگی میکنند. مردمی که در کنار محلهای دفن زباله، کارخانههای بازیافت، کورههای زبالهسوز و به طور نامحسوستری، محلهای دفن غیرقانونی زباله زندگی میکنند. آنها کسانی هستند که در غبار نفس میکشند، افزایش ترافیک کامیونها را تماشا میکنند و از خود میپرسند که زیر آن تکه زمین به طرز عجیبی خالی از سکنه چیست.

آوار بیرون خانه
In some places, proposals for new waste infrastructure or controversial demolitions have become flashpoints. Behind the planning documents lie bigger questions of fairness:
- چه کسی از توسعه جدید سود میبرد؟
- چه کسی ریسک اتفاقاتی که برای زبالههایش میافتد را متحمل میشود؟
- چرا اینجا، و نه جای دیگری؟
Construction waste, once a dry technical subject, is gradually becoming part of a wider public conversation about justice, health and trust.
تغییر داستان، پروژه به پروژه
وسوسهانگیز است که به تناژها و آمار جهانی نگاه کنیم و احساس کنیم که مشکل آنقدر بزرگ و با هر چیز دیگری در هم تنیده است که نمیتوان آن را تغییر داد.
با این حال، واقعیت موجود از هزاران تصمیم کوچک و بسیار انسانی ساخته شده است:
- a client choosing retrofit over demolition,
- یک طراح که یک تقاطع را ساده میکند تا انشعابات کمتری داشته باشد،
- یک مدیر سایت سفارش یک پرش اضافی را میدهد تا تخته گچی تمیز بماند،
- تأمینکنندهای که به جای بیتفاوتی در پایان عمر، خدمات پس گرفتن کالا را ارائه میدهد.
هیچکدام از این موارد به تنهایی نمیتوانند کوه زباله جهانی را تغییر دهند. آنها در کنار هم، به آرامی جریان را تغییر جهت میدهند.
شاید مفیدترین تغییر در طرز فکر این باشد که دیگر زباله را پایان داستان ندانیم. مواد وقتی از دروازه خارج میشوند، از بین نمیروند؛ آنها به جایی میروند و مدام با کسی کاری انجام میدهند.
We borrow stone, sand, ores and fossil fuels, turn them into buildings for a while, and then decide what sort of future they have. Do they come back as useful structures and products, or do they go into a hole to be forgotten?
پاسخ به این سوال به ندرت تنها به فناوری مربوط میشود. این پاسخ ریشه در فرهنگ، عادت و اولویتها دارد. و این موارد را میتوان با کمی پشتکار، بازنویسی کرد.
One such project that we featured in a podcast that is like this is
از آوار تا تابآوری: بازسازی دایرهای برای بازسازی اوکراین
بازسازی اوکراین از طریق چرخهای و اجتماعی با حمایت بریتانیا و هلند.
این خبر مثبت از یکی از تراژیکترین موقعیتهای جهان الهام گرفته شده است: جنگ در اوکراین.
«ما در اوکراین در حال تبدیل شدن به یک سایت آزمایشی برای آزمایشها، آزمایشها و نوآوریهای متنوع پایدار هستیم. ما باید جهش کنیم و یک جامعه بسازیم، ساختمان و فرآیندهایی که فراگیر، زیبا و پایدار باشند. این چشمانداز ماست.» رومن پوشکو









